وقفی در باب : فقه ، اعجاز و ایمان

رساله ارزشمند و تحقیقی دینی دانشمند فرهیخته و بزرگوار جناب پروفیسور استاد داکتر عبدالستار سیرت در باب عقیده


بسم الله الرحمن الرحیم

فقه اسلامی

فقه اسلامی افتخار دارد که تحقیقات علمای کرام افغانستان را به هموطنان گرامی به چاپ میرساند . تحقیقی که مطالعه میکنید از استاد گرانقدر ما جناب پروفیسور دکتور عبدالستار سیرت میباشد . استاد سیرت از ده سال به این طرف است که نشریه فقه اسلامی را تقویت و حمایت میکنند خداوند برای شان اجر دارین را نصیب کند و از خداوند میخواهیم که عمر شان را طولانی داشته باشد تا شاگردان مدرسه اسلام از علم و مشوره های شان مستفید شوند .
فقه اسلامی که سال یازدهم نشرات آن میباشد الحمدلله تا حال یکصد و شانرده شماره از نشریه فقه اسلامی را چاپ و در قارات مختلف به دسترس مهاجرین افغانستان گذاشته است و الحمدلله در هر ماه یکهزار و پنجصد نسخه از فقه اسلامی در استرالیا , اروپا , کندا و امریکا توزیع میشود .
در پهلوی نشریه ماهانه , فقه اسلامی تا حال سی و پنج رساله را به چاپ رسانده و رایگان بخدمت برادران و خواهران تقدیم نموده است . مصارف هر رساله را یکی از هموطنان به نیت صدقه جاریه پرداخته است . این رساله را که دردست دارید پنجصد جلد می باشد و مصارف چاپ و توزیع آنرا استاد گرامی القدر سیرت صاحب به نیت صدقه جاریه پرداخته اند . استاد سیرت نمی خواستند که نام شانرا ذکر کنیم لیکن یکی از شرایط نشریه فقه اسلامی این است که نام شخص صدقه دهنده را ذکر میکند .
در نهایت از همه هموطنان عزیز در دیار مهاجرت دعوت میکنیم تا بسخاوت نشریه فقه اسلامی را که یگانه نشریه اسلامی مستقل است تقویت مادی و معنوی نمایند و نگذارید صدای حق و اسلام را که میخواهند خاموش سازند خاموش شود . اگر هر خانواده افغان در کشور های غربی ماه پنج دالر بفرستند ما قادر خواهیم بود که نشریه بزرگتر را آماده سازیم .
أمید است که علمای کرام کار ما را اصلاح و تحقیقات خود را برای نشر با مصارف آن فرستاده در کار خیر که اجر آنرا خداوند بدون حساب میدهد شریک شوند . تحقیقات در بین سی تا چهل صفحه باشد و بهتر است تایپ شده باشد .
در نهایت از همه دعوت میکنیم که همکاران فقه اسلامی را دعای خیر نمایند .

برادر مخصلص شما / فضل غنی مجددی .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بسم الله الرحمن الرحیم

تقدیم :

الحمدلله المنعم الحکیم و الهادی إلی الصراط المستقیم , و الصلاه و السلام علی الرسول الأمین , المبعوث رحمه للعالمین سیدنا محمد وعلی آله و أصحابه و أتباعه أجمعین , و بعد :

چند وقفه مختصر تفکر و مطالعه در باب فقه , اعجاز و ایمان و پاسخ برخی از استفسارات فقهی هموطنان عزیز مطالب این رساله را تشکیل میدهد , وقفه های مختصر, مقدمات چند اثر علمی مفیدی است که مؤلفین دانشمند و محترم آنها به من افتخار تدقیق و ملاحظه آثار شانرا قبل از طبع آن بخشیده بودند و من به اساس خواهش ایشان بر علاوه تدقیق و مطالعه و مراجعه آثار بهر یک آن مقدمه ای نیز نوشته بودم .

بمنظور معرفی بیشتر آن آثار علمی و تعمیم مطالب وقفه های تفکر و مطالعه متواضع من در باب فقه , اعجاز , ارکان ایمان و رکن نماز ( مبانی پیوند میان بنده و پروردگارش ) و خاطره ای از منتخبات مثنوی مولانا جلال الدین بلخی ــ رحمه الله علیه ــ این رساله مختصر را به هموطنان عزیز و علاقمندان این مطالب اهداء می کنم .

سعی مشکور برادر ارجمند جناب فضل غنی مجددی را در اهتمام طبع و توزیع این رساله صمیمانه تقدیر می نمایم و اجر جزیل و توفیق مزید آن برادر عزیز را از بارگاه رحمت رب جلیل نیازمندم .

امیدوارم خداوند بزرگ و مهربان این عمل ناچیز و ناقص رابرحمت خود قبول بفرماید . إنه سمیع مجیب .
و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته

عبدالستار سیرت
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
توقفی در باب فقه

الحمدلله الذی فصل الآیات لقوم یفقهون , و الصلاه و السلام علی المبعوث معلما و رحمه للعالمین , و علی آله و أصحابه و من تبع سیرهم و سیرتهم باحسان إلی یوم الدین , و بعد :

کلمه فقه , فهم و دانش توأم با ادراک دقیق و تفکر عمیق را افاده می کند , هنگامیکه از درک مطلق یک امر بدون در نظر داشت پیمانه ادراک حرف میزنیم تعبیر : فهم , درک و علم را بکار می بریم , اما اگر فهم و ادراک یک امر باتمام اسرار و اهداف و ابعاد آن مطرح باشد آنگاه تعبیر ( فقه ) استخدام می شود , گویا اگر علم به سویه علم الیقین ارتقا نماید و یا به آن وصف نزدیک شود این پیمانه علم به فقه تعبیر می شود .

مشتقات کلمه ( فقه ) در قرآن کریم بیست مرتبه در مواقع مختلف و با تعبیرات ایجابی و سلبی ( مواقف مثبت و منفی ) ذکر شده اند .

مثال تعبیر مثبت آیه کریمه ( ... قد فصلنا الآیات لقوم یفقهون ــ الأنعام : 98 ) . « ما آیات قرآنی و نشانه های قدرت خود را برای کسانی بیان داشته ایم که آنها فقه یا درک و فهم کامل آنرا دارند » .

مثال تعبیر منفی درین آیه کریمه است ( .... لهم قلوب لا یفقهون بها ــ الأعراف : 179 ) . « آنان یعنی اهل دوزخ دلهایی دارند ــــ که بدان رهنمایی بخیر و کمال را ــــ بخوبی نمی فهمند » .
و آیه کریمه ( و طبع علی قلوبهم فهم لا یفقهون ــ التوبه : 87 ) . « بردلهایشان ــ منافقین و متخلفین از جهاد ــ مهر زده شده و ایشان نمی فهمند » .

هنگامیکه خداوند عزوجل به موسی علیه السلام امر میفرماید : ( اذهب إلی فرعون إنه طغی ــ طه : 24 ) . « برو بسوی فرعون ــ وی را به ایمان و توحید خداوند دعوت کن ــ که او طغیان و سرکشی کرده است » . موسی علیه السلام با عجز و
خشوع به این دعا پرداخت : ( رب اشرح لی صدری , و یسر لی أمری , و احلل عقده من لسانی , یفقهوا قولی ــ طه : 25 ــ 28 ) . پروردگارا ! سینه مرا گشاده دار و کار ( رسالت ) مرا برای من آسان ساز و از زبان من گره و لکنت را بکشای تا اینکه سخنان مرا ( دقیقا و با توجه ) بفهمند , یعنی موسی علیه السلام درین دعا به عوض ( یفهموا ــ یعلموا ) تعبیر ( یفقهوا ) را بکار برده اند که مقتضی فهم دقیق و توجه عمیق است , و چون فهم و ادراک کامل یک امر , آنرا دلنشین و راسخ در قلوب می سازد عدم چنین ادراک نیز به دلهای بی خبر و غافل و مهر شده منسوب شده است , قلب آگاه و مطمئن قلب فقیه است و قلب غافل و نا آگاه در تحت ( لا یفقهون ) می آید .

ماجرای پرسش اعرابی از مقام والای رسول اکرم ــ صلی الله علیه وسلم ــ رابطه مستقیم ادراک حقیقت و قلب مؤمن و تعبیر فقه را روشن می سازد , اعرابی ( بادیه نشین ) از پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم پرسید : در روز آخرت حساب ما بدست کیست ؟ آنحضرت صلی الله علیه وسلم فرمودند : بدست خداوند . أعرابی با شنیدن این جواب با احساس مسرت عجیب غرق خنده شد , رسول خدا صلی الله علیه وسلم با تعجب پرسیدند خنده برای چه ؟ اعرابی گفت : حساب بدست رحمان بدون عفو نمی باشد , این بگفت و با اطمینان و دل خوش برگشت , رسول کریم صلی الله علیه وسلم فرمودند : این اعرابی فقیه بود .

اصطلاح فقه اسلامی در آغاز نشأت و استعمال آن در صدر اسلام تا وقتیکه علوم اسلامی هر یک به صورت مستقل تدوین نگردیده بود , فقه اسلامی مرادف شریعت اسلامی تلقی میگردید و ساحه فقه اسلامی شامل ارکان عقیده و ارزش های اخلاقی و احکام عملی میگردید و از همین لحاظ بیان اساسات شرعی بنام ( فقه اکبر ) یاد می شد و یا چنانکه در تعریف فقه امام أعظم ابو حنیفه ( رحمه الله علیه ) فرموده بود که : معرفه النفس ما لها و ما علیها ــ یعنی فقه شناسایی حقوق و واجبات هر شخص است .

در نظر امام مالک ( رحمه الله علیه ) فقه نور الهی است که خداوند در میان دلها افروخته است ( اسباب اختلاف الفقهاء فی الأحکام الشرعیه ـــ دکتور مصطفی ابراهیم الزملی ) .
سپس در سایه تدوین علوم اسلامی و استقلال هر علم , در تعریف فقه قیودی وضع میگردد و از آن طریق مرز های علوم عقیده , فقه , اخلاق و تصوف مشخص میگردد و مصادر این علوم یعنی قرآن کریم و حدیث شریف نبوی و اصل اجماع و قیاس هر کدام با علوم مربوط آن ساحه وسیع علوم شریعت اسلامی را تشکیل می نماید , در تعریف فقه قید احکام فرعی شرعی اضافه میگردد و به اینطریق ساحه عقیده که احکام اصلی اسلام است نه فرعی از فقه جدا می شود , و بعدا قید احکام عملی با احکام فرعی شرعی ضم میگردد و به این قید عملی اعمال قلبی و وجدانی اخلاق و تصوف از فقه جدا می شود , و بالآخره فقه مشخص میگردد به فهم و بیان و علم آن احکام شرعی فرعی عملی که از ادله تفصیلی ( مصادر شرعی ) مأخوذ و یا استنباط می شود .

درین حالتی که قلمرو فقه منحصر به احکام شرعی فرعی عملی می باشد و عنصر استنباط و استخراج از منابع تفصیلی شرعی در آن وجود دارد رابطه فقه با شریعت رابطه جزء و کل می شود و فقه جزء شریعت است نه کل شریعت , با فهم اینکه شریعت احکام و هدایات خداوندی است اما در فقه و در نظام احکام شرعی عملی تفکر و استدلال بشری نیز دخالت دارد , شریعت نظام کامل الهی است اما در فقه و در عملیه استنباط احکام نظریات و افکار فقهاء نقش دارد , شریعت کاملا الزامی است و هر انسان مکلف به آنچه شریعت در ساحه عقیده و عبادت و اخلاق و حقوق مدنی و اجتماعی آورده است پابندی کامل دارد ولی در فقه نظر اجتهادی یک امام یا مجتهد امام و مجتهد دیگر را مکلف نمی سازد ( اختلاف الفقهاء ــ مرجع سابق ) و محصول اجتهاد و تفکر فقهاء در تحت شرائط و اختلاف زمان و مکان فرق می کند و شاید حکم اجتهادی فقهی در یک جامعه و در یک وقت وسیله حل مشکلات آن جامعه باشد و در عین حال در جامعه دیگری مجال تطبیق یافته نتواند, این آزادی تفکر و تحرک در فقه اجتهادی از یکسو به فقه بحیث یک موجود زنده قدرت حرکت و توسعه و تجدید می بخشد از جانب دیگر جوامع و ساحات و مناطق پیرو نظریات و افکار و بالآخره مذاهب فقهی همیشه با داشتن

وجوه توافق و تفاوت و امکانات تأثیر و تأثر از آزادی عمل و تسهیل امور و کار بستن به حقوق تعاملی و ایجابات عرف و عادات و فرهنگ هر جامعه در چوکات ثوابت عمومی شرعی استفاده می نمایند , و همینکه استدلال و استنباط و تفکر فقهی دراحکام فرعی عملی مطرح می باشد اختلاف در طرز دید و تفکر یک امر طبیعی است و از اینجا است که تفاوت در نظریات فقهی وبالآخره در مکاتب و مؤسسات و مذاهب متعدد فقهی به میان میاید , این اختلاف و تعدد , نظام حقوقی اسلام را زنده و متحرک و قابل تطبیق در هر زمان و مکان می سازد و فقه از زندگی جدا نمی شود و بل فقه زندگی را تنظیم می کند و امور زندگی را آسان می نماید .

تفاوت در سطوح فکر و استدلال و استعداد های بشری که منجر به ایجاد نظام های متعدد حقوقی میگردد ناشی از طبیعت و فطرت انسانی و سنت خلقت بشری است, خداوند عزوجل میفرماید : و لو شاء ربک لجعل الناس أمه واحده و لا یزالون مختلفین ( هود : 118 ) اگر پروردگارت ( ای پیغمبر ) میخواست همه مردم را یک ملت واحد می ساخت ( همه یک دین میداشتند و هیچ اختلافی میان آنها وجود نمیداشت ) ولی آنان همیشه در حال تفاوت و اختلاف بسر می برند .

در مقابل این اختلاف فکری و تفاوت طبیعی که اساس تعدد و تفاوت احکام ومؤسسات فقهی می باشد و به خیر و صلاح جوامع اسلامی است یک اختلاف و تفرقه مذموم نیز وجود دارد و آن تفرقه و نفاق میان مسلمین و انحراف از اساسات ثابت و عمومی اسلام است که بنیان اجتماع اسلامی را متزلزل می سازد و بوحدت امت اسلامی صدمه میرساند, به ارتباط این نوع تفرقه قرآن کریم میفرماید : و لا تکونوا کالذین تفرقوا و اختلفوا من بعد ما جاء هم البینات و أولئک لهم عذاب عظیم ــ آل عمران : 105 ــ و مانند کسانی نباشید که از هم پراگنده شدند و اختلاف ورزیدند بعد از آنکه نشانه های روشن ( آیات پروردگارشان ) به آنان رسید و ایشان را است عذابی بزرگ .

البته این نوع تفرقه و اختلاف ناشی از تفاوت اجتهادی نیست بل با وجود دلائل ثابت و روشن اسلامی تمرد بر اسلام ویا خروج از دائره ثوابت اسلامی و کار بستن

به افکار باطل ناشی از تعصب یا دشمنی ویا جهالت می باشد چنانچه در هر زمان و مخصوصا درین سال های اخیر بزیرعناوین دیموکراسی و آزادی بیان افکار زهر آگین دشمنی با اسلام و تمسخر به مقدسات اسلامی و نظریات خلاف اساسات اسلام انتشار میابد و مردمانی در جامعه اسلامی و یا مسلمین مقیم کشورهای غربی وجود دارند که بدون فهم اسلام در باره اسلام قضاوت می کنند و بدون دانش اسلامی در اموراسلامی اظهار نظر و اصدار فتوی می نمایند , این عناصر که هم خود گمراه شده اند و هم دیگران را به گمراهی می برند در چوکات ضعف سیاسی دولت های اسلامی و مفکوره غلط جدائی میان اسلام و دولت بدشمنان اسلام در بیرون جامعه اسلامی جرأت میدهند تا حقائق اسلامی را مغشوش بسازند و بر اسلام افتراء نمایند و دین رحمت و صلح و نظام علمی و عقلانی و دستورعدالت ومساوات اسلام را , دین خشونت و تشدد و افراط گرائی معرفی کنند و حتی ازاهانت به مقام والای خیر البشر وسید انبیاء حضرت محمد صلی الله علیه وسلم نیز باکی نداشته باشند وبه اتکای آزادی بیان به عقائد و مقدسات مسلمین تجاوز نمایند .

وصف این عناصر که بدین خداوند افتراء و برآن تجاوز می نمایند در قرآن کریم چنین آمده است : و من أظلم ممن افتری علی الله الکذب و هو یدعی إلی الإسلام و الله لا یهدی القوم الظالمین , یریدون لیطفئوا نور الله و الله متم نوره و لو کره الکافرون ــ الصف : 7 , 8 ــ .
ترجمه معانی دوآیه کریمه : چه کسی ظالمترازآنست که بر خدا دروغ می بندد در حالیکه او بسوی اسلام فرا خوانده می شود ؟ و خداوند مردمان ستمگار را هدایت نمی نماید , میخواهند نور الهی ( دین خداوند ) را با دهان هایشان ( به افتراء و دروغ ) خاموش سازند ولی خداوند نور خود را کامل میگرداند و لو که کافران دوست نداشته باشند .

فقه اسلامی که جانب عملی شریعت اسلامی را تمثیل می نماید بخشی از همین نور الهی ( دین خداوند ) است و با دهان افتراء و دشمنی خاموش نمیشود و از آن جا که مصدر اصلی فقه اسلامی کتاب خداوند و سپس حدیث مبارک نبوی است فقه اسلامی , قدرت ذاتی میابد و با وجود ضعف پیروان و احوال متغیر جوامع

اسلامی و شرائط زمان و مکان بازهم فقه اسلامی زنده میماند و ذخائر بزرگ و ثروت وسیع مدارس و مذاهب فقهی درهرعصر و هر جامعه صلاحیت تنظیم تمام نواحی حیات حقوقی جامعه اسلامی و حتی جامعه بشری را دارد .

فقه اسلامی در اوج کمال و حالت ضعف :

در طول تاریخ فقه اسلامی یک دوره درخشان پختگی و کمال مشهود است و آن از قرن دوم تا نیمه قرن چهارم هجری دوام داشت , درین دوره طلایی نوابغ بزرگ فقهاء و امامان معروف فقه اسلامی ظهور نموده اند و مذاهب فقهی اهل سنت و جماعت و اهل تشیع و فقهای بزرگ دیگر در همین عصر بمیان آمده اند از قبیل :

1 ــ مذهب امام ابو حنیفه رحمه الله علیه ( نعمان بن ثابت 80 , 150 هجری ) .
2 ــ مذهب امام مالک رحمه الله علیه ( مالک بن أنس 93 ــ 179 هجری ) .
3 ــ مذهب امام شافعی رحمه الله علیه ( ابو عبدالله محمد بن ادریس 150 ــ 204 هجری ) .
4 ــ مذهب امام احمد بن حنبل رحمه الله علیه ( 164 ــ 241 هجری ) .
5 ــ مذهب امام جعفر صادق رحمه الله علیه ( 80 ــ 148 هجری ) .
6 ــ مذهب امام زید بن علی زین العابدین رحمه الله علیه ( 80 ــ 122 هجری ) .
7 ــ مذهب داود ظاهری رحمه الله علیه ( 202 ــ 270 هجری ) .
8 ــ مذهب امام جابر اباضی رحمه الله علیه ( 21 ــ 93 هجری ) .
و مذاهب فقهی دیگر مانند مذهب حسن بصری , اوزاعی , اللیث , الثوری , سفیان بن عیینه , ابن جریر طبری و غیره رحمهم الله .

در پی این عصر نهضت فقه اسلامی یک دوره عدم تحرک ویا جمود فقه آغاز میگردد و عوامل مهم آن عبارت بود از :
* ضعف سیاسی دولت عباسی و تأثیر آن در مسیر توسعه و ابتکار فکری و علمی .
* تعصب مذهبی میان علمای مذاهب .
* مداخله نظام های مستبد سیاسی در ساحه نظریات فقهی .
* ضعف قدرت ابتکار و توسعه علم فقه و کاربستن به اختصار و تلخیص و اقتباس آثار موجود .

این دوره ضعف حرکت فقه اسلامی منجر به آن شد که در اوائل قرن ششم هجری مفکوره سد باب اجتهاد یا توقف نیروی محرکه فقه مطرح گردد , این طرح صدمه بزرگ در سیر نهضت و توسعه فکری فقه اسلامی وارد کرد , زعامت دینی در جامعه اسلامی در دوره نهضت فقه اسلامی بحدی قوت یافته بود که زعامت سیاسی در تحت شعاع آن قرار داشت و امام مذهب فقهی در نظر مردم نسبت به خلیفه و حاکم وزن بیشتر داشت , دربار حاکم چشم به حلقه های دروس و مقام معنوی امامان مذاهب دوخته بود و امامان مذاهب به دربارها توجهی نداشتند و برای زعامت سیاسی مطلوب بود اگر امامان فعلی مذاهب تابع آن نباشند لا اقل جلو ظهور امامان جدید از طریق سد باب اجتهاد گرفته شود .

در پهلوی منافع دربار برخی از علماء نیز پیشنهاد بسته شدن باب اجتهاد را نمودند , بدلیل اینکه :

علمای بزرگ چیزی را نگذاشته اند که علمای متأخردرآن اجتهاد کنند یعنی همه چیز واضح است و حاجت به اجتهاد نیست . دلیل دیگرآن بود که سطح تقوی و اخلاق مردم پاین آمده نظام های سیاسی استبدادی رویکار شدند و خوف آن بود که اجتهاد فقهی بدست مردم نا اهل بافتد وهر کس و نا کس یا از ترس ویا بمنظور تملق نزد حکام اجتهاد نماید وبه اینصورت احکام فقهی دستخوش سوء استفاده نمیچه مفتی های نا اهل و مغرض گردد و فتاوای امامان بزرگ با اقوال مفتی های دروغ خلط گردد , از اینرو سد باب اجتهاد به استناد اصل سد ذرائع مطالبه گردید.

با اینهم در مسیر دوره های تاریخی فقه اسلامی مجتهدان و امامان بزرگی ظهور نمودند و آثار قیمت دارعلمی و فقهی آنها ادامه توسعه و تحرک فقه اسلامی را تضمین نمود مانند امام احمد تقی الدین ابن تیمیه رحمه الله علیه ( 661 ــ 728 هجری ) و شاگرد معروف شان امام ابن القیم الجوزیه ( محمد بن ابی بکر 691ـ 751 هجری ) هر دو امام در دیار شام و از منطقه سوریه امروزی ظهور نموده اند و در حالیکه از امامان مذهب حنبلی هستند مقام شامخ اجتهاد و امامت فقهی را دارا هستند و مخصوصا امام ابن تیمیه یک دائره المعارف علوم اسلامی است و قدرت اجتهادی و عمق تفکیر فقهی او بحدی است که احیانا مخالف نظر اجتهادی

هر امام بشمول امامان مذاهب چهارگانه می تواند اقامه حجت نماید و موقف مستقل فقهی اتخاذ نماید , همچنان در چوکات مذهب حنفی فقیه بزرگی بنام کمال بن همام مصری ( 790 ــ 861 هجری ) صاحب مرجع معروف ( فتح القدیر ) در فقه حنفی است و این مجتهدان و امثال شان هر کدام در حمایه و رشد تفکر فقهی نقش تاریخی وارزشمند شانرا ایفا نموده اند ( الموسوعه الفقهیه , الکویت جلد اول ) .

مساعی تجدید تدوین فقه اسلامی :

در خلال دوره های طولانی که حرکت فقه به ضعف و جمود مواجه گردیده بود از یکسو قدرت ذاتی فقه و اتکای آن به کتاب و دین الهی و درعین حال مساعی دانشمندان و فقهای زیادی در سرتا سر جهان اسلام سبب دوام و بقای فقه گردید و درحالیکه اکثردولت های اسلامی تابعیت غربی پیدا نمودند و طغیان ثقافت غربی بر فرهنگ شرقی اسلامی مخصوصا دردوره های استعمارعسکری وهمچنان تا حال درخلال استعمارفکری , سیاسی و اقتصادی , نظام های حقوقی کشور های اسلامی را تابع نظریات و احکام حقوقی غربی ساخته است بازهم ابتکارات حقوقی و مساعی برجسته ای در مسیر حرکت فقه اسلامی صورت گرفته است چنانچه :
1 ــ دولت عثمانی در سال 1286 هجری کمیته علمی را متشکل از فقهای بزرگ اسلامی مکلف نمود تا احکام معاملات فقهی ( نظام حقوقی اسلامی ) را از منابع وسیع و متعدد فقه حنفی استخراج نموده آنرا به شکل یک قانون نامه مدنی تدوین نمایند , و این کار مهم به شکل یک قانون حاوی ( 1850 ) ماده بنام ( مجله الأحکام العدلیه ) انجام پذیرفت و امر سلطان عثمانی بمنظور اجرای آن بحیث قانون مدنی امپراطوری عثمانی صادر شد .

2 ــ در سال 1328 هجری یک وزیر دانشمند مصری بنام ( قدری باشا ) احکام احوال شخصیه ( حقوق فامیل ) را از مذهب حنفی در قالب یک قانون مدنی تدوین نمود و این قانون ( 650 ) ماده داشت و بنام ( الأحکام الشرعیه فی الأحوال الشخصیه ) مسمی گردید .
قدری باشا در مقدمه کتاب خود می نویسد :
این گوهر نایاب و رشته در نفیس است که به قدر تیسیر و فتح القدیر از بحر مذهب امام اعظم ابو حنیفه النعمان رحمه الله برچیده شد ( المدخل الفقهی العام , الشیخ مصطفی الزرقا و فتاوی الشیخ علی الطنطاوی ) .

3 ــ افغانستان بعد از ترکیه و مصر نخستین کشور اسلامی است که فقهای آن در حرکت عصری ساختن و تقنین فقه اسلامی سهم گرفته اند چنانچه مرحوم مولوی عبدالواسع قندهاری و دیگر علماء در عهد اعلیحضرت امان الله خان غازی کتاب های معروف ( تمسک القضاه و ادب القاضی ) را به سیستم مجله الأحکام و روش قانون گزاری عصری تألیف نمودند و این آثار پر ارزش احکام قضائی فقه حنفی را در اجراءات محاکم نهایت آسان و مؤثر می ساخت .

4 ــ در اواخر دوره سلطنت در افغانستان دو قانون بزرگ بنام ( قانون مدنی و قانون جزا ) تدوین شد , در تدوین این قوانین از قانون مدنی و جزای مصر که آنهم انعکاسی از قانون مدنی و جزای فرانسه بود اما در مصر تعدیل و تهذیب یافته بود و چون مذهب رسمی مصر از نظر قوانین و محاکم مذهب حنفی است در تدوین این قوانین بیشتر احکام مذهب حنفی رعایت شده بود و هنگامیکه ما آنرا در افغانستان ترجمه و تدوین نمودیم از متود قانون گزاری غربی و احکام فقهی اسلامی مطابق مذهب حنفی و احیانا در برخی از امور از دیگر مذاهب فقهی استفاده نمودیم , این دو قانون تا حال وجود دارد و خدا کند که مانند اکثر امور دیگر در آنهم دست بازی نشده باشد .

نیازمندی امروزجهان اسلام ازنظر حقوقی درآنست که در پهلوی آزادی از اسارت سیاسی و اقتصادی , استراتیجی خاصی به ارتباط آزادی حقوقی و نظام های قانونی از تسلط حقوق غرب داشته باشیم و این بدان معنی نیست که تفاهم و همکاری ثقافتی میان ما و غرب وجود نداشته باشد و یا تأثیر و تأثر در متود و روش های قانون گزاری میان شرق و غرب از بین برود بل ما میخواهیم با استفاده از تجارب و پیشرفت های علمی جهان امروز ثوابت و ارزش های اساسی فقهی خود را دوباره زنده بسازیم و حیات حقوقی جامعه اسلامی را در چوکات منابع وسیع مذاهب و احکام فقهی اسلامی تنظیم نمائیم ـ إن شاء الله .

أهمیت مطالعه دو مذهب فقهی ( حنفی و جعفری ) :
این وقفه مختصر در باب فقه اسلامی بمنظور مقدمه یک بحث مفید و مطالعه تمهیدی در دو مکتب معروف فقهی ( فقه حنفی و فقه جعفری ) تقدیم میشود , مطالعه این دو مذهب فقهی برای پیروان هر دو مذهب برعلاوه ساحه وسیع مشترک و نقاط توافق از دو لحاظ دیگر حائز اهمیت زیاد است , یکی آنکه پیروان هر دو مذهب بحکم جغرافیای مشترک و بهم نزدیک روابط تاریخی و ثقافتی و دینی زیاد دارند و ازین اشتراک و تقارب جغرافیائی و تاریخی باید به نفع پیروان این مذاهب استفاده اعظمی صورت بگیرد , و ملحوظ دیگر روابط خاص و ممتاز برادرانه و احترام کارانه میان امامان هر دو مذهب است و پیمانه خوشبینی و احترامی که بصورت متبادل میان امامان هر دو مذهب وجود داشت اگر از جانب اتباع آن بخوبی درک شود ابدا حس بدبینی و تفرقه میان این پیروان ایجاد نخواهد شد .

امام اعظم ابو حنیفه رحمه الله علیه درمقام شاگردی امام محمد باقر و برادر شان امام زید که هر دو پسران امام زین العابدین علی بن الحسین رضی الله عنه بودند و هر دو از لحاظ سن نسبت به ابو حنیفه بزرگتر بودند و ابو حنیفه از ایشان علم آموخته بود و آن استاذان ابو حنیفه نیز شاگرد دانشمند شانرا بحیث فقیه اسلامی و دوستدار اهل بیت مطهر نبوی صلی الله علیه وسلم می شناختند . و اما امام جعفر الصادق بن محمد الباقر علی زین العابدین بن الحسین بن علی بن أبی طالب رضی الله عنهم که امام فقه جعفری هستند با امام أبو حنیفه توافقات عجیب دارند , هر دو امام دریک سال یعنی سال ( 80 هجری ) متولد شده اند , وفات هر دو امام به تفاوت دو سال یعنی از امام ابو حنیفه در ( 150 هجری ) و از امام جعفر صادق در سال ( 148 هجری ) واقع شده است .

هر دو امام در میدان تبادل معرفت و تفاهم علمی با هم روابط نزدیک داشته و جریان یک دیدار علمی میان امام ابو حنیفه و امام جعفر صادق در مجلس منصور خلیفه عباسی خیلی معروف است و نبوغ فقهی و مقام والای علمی هر دو امام در آن مجلس به همه مشهود بود , امام ابوحنیفه در شأن امام جعفر صادق گفته اند : من احدی را فقیه تر از جعفر صادق ندیده ام .

این عین عبارتی است که امام شافعی در باره امام ابو حنیفه گفته بود : من احدی را فقیه تر از أبی حنیفه ندیده ام .

منابع اصلی فقه این امامان و سائر مذاهب فقهی همانا قرآن کریم وسنت نبوی و اجماع بوده و کاربرد عقل و رأی بشری از طریق قیاس یا اجتهاد درهر یک از مذاهب به روش خاص هر کدام صورت می گیرد .

فقهای معاصراسلامی در نتیجه مطالعات مقایسوی میان مذاهب فقهی و بمنظور تقریب و تفاهم میان مذاهب به این نتیجه رسیده اند که فقه جعفری در حالیکه به فقه امام شافعی نزدیکتر است اما به صورت عمومی با فقه اهل سنت جز در هفده مسأله فقهی اختلاف دیگر ندارد , و این اندازه اختلاف فقهی در میان هر مذهب با مذهب دیگر و حتی در میا ن فقهای یک مذهب نیز وجود خواهد داشت . ( الفقه الإسلامی و أدلته , دکتور وهبه الزحیلی جلد اول ) .

تقدیر یک مطالعه علمی در فقه حنفی و جعفری :
بحث مفید و با ارزشی در مطالعه میان فقه حنفی و فقه جعفری توسط جوان مؤمن , فاضل و محقق افغان ارجمند فضل غنی مجددی تقدیم هموطنان و علاقمندان میگردد , مؤلف گرامی این اثر قبل از طبع آن بمن افتخار ملاحظه و مراجعه و مطالعه آنرا بخشید و من هم تا حد ممکن به انجام این مأمول پرداختم و مخصوصا در طول ماه رمضان گذشته بعد از کتاب خداوند این اوراق رفیق شب و روز من بود.
مسرت دارم که اثر ارزشمندی در نتیجه سعی و تلاش خستگی ناپذیر مؤلف فاضل و مخلص آن بدست علاقمندان میرسد و مدخل جدیدی را در مطالعات فقه اسلامی مخصوصا در زبان فارسی دری بازی میکند , این جهد علمی , مبارک است و مشکور , و امید دارم نام این جوان نشیط و با اخلاص بزودی در فهرست دانشمندان موفق فقه اسلامی افغانستان ثبت گردد .

حرف عاجز در برابر اعجاز

معجزه امر خارق ناموس طبیعت و قانون خلقت است و سه مطلب اساسی را ثابت می سازد :
1 ــ قدرت مطلق و کامل خداوند آفریدگار و پروردگار جهان ها و دستور ( کن فیکون ) .
2 ــ صدق رسالت پیامبران خداوند و حمایه و تأیید الهی از حقانیت رسالت پیامبران علیهم السلام .
3 ــ بطلان دعاوی انکار, افتضاح و شکست دشمنان رسالات سماوی .

معجزات پیامبران قبل از خاتم انبیاء با رسالت شان فرق داشت . عصای موسی ( علیه السلام ) طلسم ساحران دربار فرعون را درهم شکست و ساحران به سجده عجز سرنهادند , معجزه موسی در عصا اما رسالت شان در تورات بود .

معجزه عیسی ( علیه السلام ) در شفای امراض و احیاء مردگان , طب پیشرفته و رائج عصر خود را عاجز ساخت ولی رسالت شان در انجیل کتاب آسمانی که بر عیسی علیه السلام نازل شده بود, بر علاوه این معجزات حاوی تحدی ( دعوت به مبارزه Challenge ) که صدق رسالت پیامبران و بطلان شک و انکار منکرین شانرا اثبات مینمود , واقعه ولادت حضرت عیسی علیه السلام و شق بحر و ایجاد جاده عبور سالم برای موسی علیه السلام و قوم شان نمایانگر قدرت کامل و معجز خداوند آفریدگار مقتدر و متعال است .

مثال های اعجاز در حیات پیامبران گذشته بعد از وقوع در همان زمان خاتمه یافته و در عصور ما بعد تکرار نشده اند , مردم زمان معجزه آنرا مشاهده نموده و به آن معتقد شده بودند و نسل های ما بعد خبر آنرا خوانده و شنیده اند و آنرا تصدیق می نمایند و یا بعضا به نظر شک می بینند , با فهم اینکه ماهیت آن معجزات با گذشت زمان فرق نمی کند و نمیتوان گفت که پیشرفت علم و تحول جوامع بشری مفهوم معجزات گذشته را تغییر داده است , بل معجزه , همان معجزه است , و آنچه که در مورد ابراهیم ( علیه السلام ) از تحویل کوه آتش سوزان به آرامگاه سرد و راحت و

یا آنچه که بدست موسی و عیسی علیهما السلام واقع شده است به عین کیفیت و بدون وسائل خاص دیگر قابل تکرار نمی باشد .

معجزه خاتم انبیاء و امام پیامبران حضرت محمد صلی الله علیه وسلم , با معجزات گذشته فرق دارد , در حالیکه معجزه اسراء و معراج دلیل قدرت مطلق و کامل خداوند و تقدیر بی نظیر مقام حضرت محمد صلی الله علیه وسلم از جانب پروردگار شان بود , معجزه جاودان و زنده و ثابت حضرت محمد صلی الله علیه سلم , همانا قرآن کریم , کتاب آسمانی حاوی رسالت خاتم پیامبران و خاتم و جامع رسالات سماوی است .

اعجاز قرآن کریم ابعاد و وجوه متعدد دارد , مطالعه و تحقیق در هر ساحه از اعجاز قرآن کریم محقق و باحث در مباحث اعجاز را از رسیدن به اسرار آن عاجز می سازد و در پایان بحث و تحقیق یگانه حرف عاجز در برابر اعجاز همین است که بگوید : این کلام بر حق خداوند است و من به آن ایمان دارم .

ترکیب بیانی قرآن کریم از همان حروف و کلمات و عباراتی صورت گرفته است که در زبان عربی قبل از نزول قرآن و در خلال نزول و بعد از آن نیز مورد استعمال قرار داشت و عرب به آن آشنا بودند ولی هنگامیکه آن حروف و مفردات را در سیاق بیانی قرآن میدیدند احساس عجز می نمودند و باری آیات موجز و معجز کوتاه ترین سوره قرآن ( سوره کوثر ) را در قطار قصائد معروف شعرای عرب در دیوار کعبه مشرفه دیدند , شاعر و سخنور بزرگ عرب در ذیل سوره کوثر به وزن( إن شانئک هو الابتر ) عاجزانه نوشت : ( ما هذا قول البشر ــ این قول بشر نیست ) .

یک حرف به تنهایی مفهومی را افاده نمی کند اما همینکه یک حرف مثلا حرف ( ق ) نام یک سوره و آغاز سوره ( ق ) و متصل آن خداوند به ( و القرآن المجید ) به قرآن مجید سوگند یاد میفرماید اینجا است که ( ق ) معجز می شود و سرآنرا غیر از خداوند کسی نمیداند .

هر گاه در برابر چنین حرفی از قرآن احساس عجز نمائیم وجوه اعجاز بیانی , اعجاز معنوی اعجاز تشریعی , اعجاز نفسی و روانی و اعجاز علمی قرآن کریم تا چه حد

اعجاز ها بر اعجاز ها و در اعجازها را در بر خواهد داشت , و مخلوق ( انس و جن و ملک ) عاجز جز تسلیم و ایمان به قرآن و تصدیق رسالت حامل آن برهان دگری نمیتواند داشته باشد .

مطالعه برخی از جوانب علمی اعجازقرآن کریم در اثر علمی مفیدی توسط جناب دکتورمحمد ناصر عمر کشاورزصورت گرفته است , نویسنده این اثر قبل از طبع آن به من افتخار تدقیق واظهار نظر در باره این اثر را دادند و منهم با علاقه و تقدیر از مطالعه و مراجعه آن محظوظ شدم و نقاط نظر چند و متواضع به توجه مؤلف محترم تقدیم نمودم و این حرف عاجزانه نیز به خواهش ایشان تقدیم این اثر و خوانندگان عزیز آن میگردد .
ترتیب و تدوین چنین مطالعه با ارزش در اعجاز علمی قرآن کریم توسط جناب داکتر کشاورز درین مرحله عمر و با حالت صحی که دارند واقعا قابل قدر و احترام است و با تمام سوابق خدمات شان مخصوصا در ساحه زراعت کشور این کار علمی نیز غرس مبارکی است که بدست کشاورزی با عقیده و اخلاص در بوستان ثقافت اسلامی نمو می کند و علاقمندان و دانشمندان این ساحه در نشو و نمای بیشتر آن سهم شانرا ایفا خواهند کرد .

مبانی پیوند میان بنده و پروردگارش

الحمدلله علی نعمه الإیمان والصلاه و السلام علی المبعوث رحمه للعالمین سیدنا محمد وعلی آله و صحبه و من تبعه بإحسان إلی یوم الدین .

ایمان , اسلام , احسان , سه بنیاد فلسفه خلقت انسانی و بنای کیان و وجود روحی و جسمی و باطن و ظاهر انسانرا تشکیل میدهد و در نتیجه , رابطه خالق و مخلوق و پیوند بنده و پروردگارش بر مبنای همین پایه های اصلی ارتباط میان خدا و بنده استوار می گردد . ایمان قلب مؤمن را از گرویدگی بهر آنچه غیر از خدا باشد پاک می سازد و در آن توحید ربوبیت و الوهیت و تصدیق همه اسماء و صفات خداوندی را غرس می نماید , قلب مؤمن صفحه نقش ایمان است ونور ایمان نه فقط قلمرو باطن و وجود نهانی انسانرا پاک و روشن می سازد بل ساحه وسیع عمل و سلوک خارجی انسانرا نظارت و رهبری می نماید .

اسلام شاهد و ترجمان ایمان است , تعبیر ایمان و تمثیل آن در بیرون مرز نهانی قلب و ساحه باطن توسط زبان واعضای ظاهر مؤمن رسالت اسلام است , زبان مؤمن آنچه را که در قلب او از توحید و ایمان نقش بسته است صادقانه اقرار می نماید و سلوک جسمی و اعمال بدنی مؤمن در اجرای آنچه که مقتضای ایمان و ارکان اسلام است خالصانه در جریان و حرکت می باشد .

اسلام بدون ایمان مانند درخت بی ریشه و بی اصل است و ثمری ندارد و همچنان ایمان بدون اسلام دانه خشک زیر خاک و بی حاصل است که خاصیت ظهور و نمو نمیابد , اختلاف میان حرکت اسلام و باور ایمان نفاق است و ریا , و انکار از اصل ایمان واسلام و نیز انکار از هر رکن از ارکان ایمان و اسلام کفر است .

ایمان و اسلام در جمع هر دو از هم جدا می شوند و در جدائی بهم جمع می شوند به این معنی که اگر ایمان و اسلام هر دو باهم ذکر شوند مطابق آنچه گفته آمد باهم فرق دارند و همدیگر را تکمیل می کنند , اما اگر ایمان و اسلام هر کدام به تنهائی و جدا از هم ذکر شوند در آنصورت هر یک مفهوم هر دو را احتوا می کند و ایمان تنها


هم ایمان است و هم اسلام و همچنان اسلام تنها , هم اسلام است و هم ایمان , و این میرساند که تا چه حد این دو مفهوم بهم بسته و پیوسته است .
تمسک به مبادی ایمان و اسلام و اجرای احکام آن بوجه احسن و عبادت به معیار ( أن تعبدالله کأنک تراه , فإن لم تکن تراه فإنه یراک ) خدا را چنان عبادت کن گویا که او تعالی را می بینی و اگر تو نتوانی خداوند را به بینی متیقن باشی که او تعالی ترا می بیند , این ساحه بندگی و ارتباط بنده با پروردگارش بنام ( احسان ) یاد می شود , احسان ادای حق ایمان و اسلام بوجه احسن و تنظیم تمام حرکت زندگی و سلوک داخلی و خارجی انسان در چوکات ایمان و اسلام است .

اهمال در ساحه احسان تأثیر مستقیم خود را در ساحه اسلام و از آن در قلمرو ایمان ایجاد شک وتردید می نماید و اگر بزودی جلو آن گرفته نشود بنیاد ایمان خلل می پذیرد وخطر انهدام آن میرود , مانند امراض جسمی که عدم علاج آن باعث سقوط کلی جسم و از بین رفتن حیات میگردد .

علاج اهمال و قصور درساحه اسلام , از طریق تعریف دقیق اسلام وفهم و دانش اسلامی و بوسیله نظام امر بمعروف و نهی از منکر و دعوت با بصیرت و حکمت و روش وسط و اعتدال به سوی اسلام صورت گرفته می تواند , و فضای تطبیق اسلام و نمونه های عملی اجرای احکام آن عامل مؤثر حمایه و دفاع از اسلام است .

رساله مفید ( ارکان ایمان و رکن نماز ) که به همت جناب الحاج سید محمد گیلانی امام و خطیب مسجد توحید و رئیس شورای ثقافتی افغان های مقیم ساندیاگو تألیف و تقدیم علاقمندان و خوانندگان گردیده است قدمی مهم در راه خدمت به اسلام و تسهیل فهم ارکان ایمان و رکن نماز که ستون فقرات و پایه اساسی دین اسلام است محسوب میگردد , مؤلف فاضل این اثر بمن افتخار مطالعه و مراجعه آنرا قبل از طبع آن بخشیده بودند و من از آن مطالعه و مراجعه محظوظ شدم , در حالیکه این خدمت مفید و علمی جناب گیلانی صاحب را تقدیر می نمایم توفیقات مزید خدمت به اسلام را مخلصانه در دیار غربت به ایشان و امثال ایشان از بار گاه خداوند حکیم تمنا دارم .
و الله ولی التوفیق .

حرف مختصر در باره یک اثر

گل دسته ای از گلستان اشتیاق و عرفان مولاناجلال الدین بلخی رومی از دست یکی از عشاق مولانا الحاج عبدالکریم ایماق بدستم رسید , تماشای این دسته گل دلپذیر و اندیشه آن دنیای شوق و معرفت , دیده و فکر این دانشجوی دانشکده اسلام را ساعت ها در حیرت اسرار گفتار مولانا فرو برد و سر بر آوردن از آن غرقنای تفکر آسان نبود .

آفتاب جلال و جمال مولانا ( رحمه الله علیه ) از قبه الإسلام بلخ سر کشید و پرتو انوار ارادت و معرفتش تبریز و قونیه را منور ساخت , و مثنوی معنوی مولوی ( جلال الدین بلخی رومی ) از هشت قرن به اینطرف بیانگر حکایت و شکایت , شرح درد اشتیاق , منبع اسرار و حدیث اصل و وصل , در شرق و غرب دنیای تصوف و جامعه معرفت است .

زادگاه مولانا در بلخ و آرمگاه شان در قونیه پیوند روحی هر دو ملت مسلمان افغان و ترک را نیروی ناگسستنی بخشیده است , چنانکه انتقال آرامگاه و تربت سید جمال الدین افغانی در قرن گذشته از آستانه به کابل خاطره بلخ و قونیه مولانا جلال الدین بلخی رومی را تجدید نموده و آن پیوند روحی هر دو ملت را محکم تر ساخته است .

شوق و کوشش گرد آورنده این دسته گل پایدار را از گلستان جاویدان مولانا جلال الدین بلخی رومی ــ رحمه الله علیه ــ تقدیر می کنم و این حرف مختصر و همچنین این رساله را به این گفتار دلنشین مولانا بلخی رومی ــ رحمه الله علیه ــ خاتمه می بخشم :
رو بحق آر و بکن ختم کتاب * دم مزن و الله أعلم بالصواب
و الحمد لله اولا و آخرا .


بسم الله الرحمن الرحیم

بجواب پرسش های برخی از هموطنان مهاجر در آسترالیا

سوال : خواندن نماز نفل بهتر است یا نماز های قضائی پنجگانه ؟

جواب : ادای قضائی نماز های فرضی فوت شده به صورت فوری واجب است و تأخیر قضائی نماز های فوت شده بدون عذر شرعی جواز ندارد , اشتغال به نماز های نفلی نباید منجر به تأخیر قضائی نماز های باقیمانده شود بل به عوض ادای نفل واجب است به قضائی نماز های فوت شده پرداخته شود , این حکم مذهب حنفی است و از نظر مذاهب سه گانه مالکی و شافعی و حنبلی کسیکه نماز های قضائی بر عهده او باقی است اشتغال به نوافل بروی حرام است و تا وقتیکه قضائی نماز های گذشته را تکمیل نکرده باشد نمیتواند به ادای نفل اشتغال ورزد .

کیفیت قضائی : ادای قضائی نماز های فوت شده به همان صورتی انجام میشود که نماز فوت شده است مثلا اگر نماز دارای فرض چهار رکعت در حالت سفر ( که بدو رکعت قصر میشود ) قضا شود , قضائی آن به همان صورت قصر واجب است و لو که در حالت حضر قضائی ادا شود , و اگر نماز در حالت حضر قضا شود قضائی آن به همان صورت کامل می باشد و لو که در حالت سفر قضائی ادا گردد , این حکم مطابق مذهب حنفی و مالکی است اما از نظر مذهب شافعی و حنبلی قضائی نماز مسافرانه در حالت حضر به صورت کامل ( بدون قصر ) ادا میشود .

رعایت ترتیب در نماز های قضائی :
قضائی نماز های فوت شده باید به ترتیب ادا شود , مثلا نماز فجر قبل از ظهر و ظهر قبل از عصر و به همین ترتیب , و همچنان رعایت ترتیب میان نماز های قضائی و وقتی لازم است و ادای نماز وقتی قبل از قضائی لازم نیست و اولتر باید نماز فوت شده به قضا ادا شود سپس نماز وقتی ادا گردد , این ترتیب در مذهب حنفی تا کمتر از شش نماز قضائی در نظر گرفته شده و در بقیه مذاهب ترتیب در میان نماز

های قضائی بهر تعدادی که باشد کم یا زیاد در مذهب مالکی و حنبلی واجب و در مذهب شافعی سنت است .

در صورتیکه تعداد نماز های قضائی زیاد و شخص نمیداند که چه تعداد نماز بر ذمه او باقیمانده است در اینصورت واجب است تا نماز های قضائی را تا وقتی ادا نماید که مطابق مذهب مالکی و حنفی به غالب گمان بداند که نماز های فوت شده را به صورت قضائی ادا نموده است , و از نظر مذهب حنفی در نیت قضائی زمان آنرا تعیین کند مثلا بگوید که اولین نماز صبح که قضا شده است و بهمین صورت بقیه نماز ها به صورت نماز اول , دوم , سوم تا اخیر .

در مذهب حنفی قضائی نماز های فوت شده فقط در سه وقت جواز ندارد : وقت طلوع آفتاب , وقت زوال آفتاب ( نیمه روز ) و وقت غروب آفتاب , در غیر این اوقات در هر وقت به شمول بعد از نماز عصر قضائی نماز های فوت شده جواز دارد.

سوال : استعمال دوای مسکن مثل مورفین برای مریضی سرطان و یا هر مریضی دیگر بمنظور تخفیف درد جواز دارد یا خیر ؟

جواب : استعمال دوای مسکن بمنظور تخفیف درد هر گاه توسط طبیب مسئول تجویز شده باشد مانعی ندارد و لو آن دوا مورفین یا امثال آن باشد .

سوال : در اکثر ادویه شربت یک مقدار الکول وجود دارد , تناول آن مطابق هدایت دکتور جواز دارد یا خیر ؟

جواب : در اینمورد نیز هر گاه تجویز داکتر مسئول وجود داشته باشد مانعی نخواهد بود و حکم هر دو سوال فوق ( دوای مسکن و شربت الکول دار ) به اساس قاعده فقهی ( الضرورات تبیح المحظورات ) یعنی ضرورت ها ممنوعات را اباحت می بخشد صادر شده است , لازم است پیمانه ضرورت مشخص گردد و به همان اندازه مواد دارای اجزای ممنوع استعمال شود و بهمین ملحوظ در موارد فوق تجویز داکتر یا طبیب متخصص و مسئول را ذکر نمودیم .
21

سوال : استعمال رنگ ناخن که خانم ها استعمال می نمایند هر گاه بعد از وضو استفاده شود تا چند وقت نماز نگه داشته می توانند و یا در هر وضو باید پاک شود؟

جواب : رنگ ناخن اگر نوعی باشد که بروی ناخن یا جلد قشری را تشکیل نماید و آن قشر یا جسم مانع رسیدن آب به سطح جلد یا ناخن شود در آنصورت در هر وضو باید پاک شود , زیرا شستن دست ها ( رسیدن آب به سطح جلد یا ناخن ) در وضو فرض است و اگر جسمی مانع رسیدن آب بروی جلد یا ناخن شود آن جسم باید از سطح ناخن و جلد دست پاک شود , اما اگر رنگ ناخن از نوعی باشد که قشر یا جسمی را بروی ناخن و جلد تشکیل نکند و مانند رنگ ( حناء ) صرف رنگی باشد که به جلد جذب شود و مانع رسیدن آب به سطح ناخن و جلد نشود در آنصورت پاک نمودن رنگ در هر وضو لازم نیست .

سوال : سر برهنه نماز خواندن و تلاوت قرآن کریم برای مرد ها جواز دارد یا خیر ؟

جواب : نماز خواندن با سر برهنه و همچنان تلاوت قرآن کریم در آن حالت جواز دارد و حتی در حالت احرام بمنظور ادای مناسک حج و عمره پوشانیدن سر برای مردان جواز ندارد و باید با سر برهنه به ادای مناسک بپردازند و در خلال آن ادای نماز و تلاوت قرآن کریم صورت می گیرد .

سوال : در وقت ادای نماز اگر پاچه های پتلون و یا تنبان دراز باشد و بزمین برسد نماز جواز دارد یا خیر و یا پاچه ها باید بالا شود ؟

جواب : پوشیدن لباس دراز که بزمین برسد به استناد روایتی از ابو هریره رضی الله عنه مبنی بر اینکه رسول الله صلی الله علیه وسلم ازین نوع لباس منع فرموده اند فقهای اسلامی پوشیدن چنین لباس دراز را بحیث نشانه تکبر و ریا و یا لباسیکه پاکی آن بخاطر رسیدن به زمین طرف اطمینان نمی باشد در نماز از جمله مکروهات نماز میدانند ولی نماز به آن فاسد نمیگردد .
سوال : چرا نماز وتر در ماه مبارک رمضان بجماعت خوانده می شود و بعد از رمضان بدون جماعت ؟

جواب : ادای نماز وتر اصلا به صورت منفرد وارد شده و چون وقت آن بعد از نماز عشاء تا پایان شب ادامه دارد آسانی در آنست که هر کس در هر وقت مناسب شب که خواسته باشد آنرا ادا نماید اما در ماه رمضان چون بعد از عشاء نماز تراویح به جماعت ادا میشود ( با فهم اینکه ادای نماز تراویح به صورت منفرد نیز جواز دارد) هر گاه نماز وتر متصل تراویح بعد از جماعت تراویح ادا شود در آنصورت به اساس اجماع صحابه رضی الله عنهم نماز وتر نیز به جماعت ادا می شود و اگر کسی خواسته باشد بعد از تراویح نماز های تهجد یا نفل بخواند و نماز وتر را که آخرین نماز آن شب میباشد تأخیر نماید این امر نیز درست است و کسیکه تراویح را به جماعت ادا نموده و چون نماز های نفلی دیگر بعد از تراویح دارد می تواند که نماز وتر را در ختم نماز ها به تنهایی ادا نماید , در برخی از مساجد مخصوصا در مسجد الحرام و در مسجد مبارک نبوی در ماه رمضان نماز تهجد نیز به جماعت خوانده می شود و کسانیکه شامل چنین جماعت می شوند نماز وتر را بعد از تراویح ادا نمی کنند و بعد از جماعت تهجد نماز وتر نیز به جماعت ادا می شود , و جواز ادای این نماز ها به جماعت و تنهایی و در چوکات اوقات کافی و مناسب هر نماز گزار از دلائل آسانی و رحمت در تشریع اسلامی است .

سوال : سجده تلاوت قرآن کریم بعد از نماز عصر و بعد از نماز فجر جواز دارد یا خیر ؟
جواب : سجده تلاوت نماز نیست و تنها سجده است و میان نماز عصر و مغرب و همچنان میان نماز فجر و طلوع آفتاب نماز دیگری وجود ندارد با فهم اینکه اکثر فقهاء نماز جنازه و نماز طواف کعبه مشرفه و یا نماز قضائی را حتی در آن اوقات نیز جایز میدانند اما سجده تلاوت در هر وقتی که آیه مبارکه سجده تلاوت شود باید ادا شود .

سوال : خواندن نماز در اطاقی که فوتوی جاندار به طرف راست یا چپ یاعقب نماز گزار باشد جواز دارد و یاخیر ؟

جواب : در اطاقیکه فوتوی ذی روح در عقب یا راست و یا چپ نماز گزار باشد ادای نماز جائز است , این نوع فوتو و یا تصویر نباید در دائره دید پیش روی نماز گزار باشد تا خشوع و تمرکز فکری و روحی نماز گزار اخلال نه شود ( با فهم اینکه دید نماز گزار در محل سجده او باید متمرکز باشد ) وجود فوتو در خارج از دائره دید و نظر نماز گزار مانند فوتوی برخی از بانکنوت ها است که غالبا د رجیب نماز گزار میباشد و نماز را اخلال نمیکند , البته وجود رسم ها و تصاویر مجسم در منازل که بمنظور پرستش مانند بت ها بکار برده می شد موضوع دیگر است و با فوتوی مورد بحث ما فرق دارد .

سوال : اشتراک خانم ها د رنماز جنازه و در زیارت مقابر جواز دارد یا خیر ؟

جواب : نماز جنازه فرض کفائی است به اینمعنی که اگر جمعی از مردم آنرا ادا نمودند از ذمه دیگران ساقط می گردد و اگر هیچکس حاضر نشد سائر مردم آن محل بحیث تارک فرض گنه کار محسوب میگردند , کسانیکه هنگام نماز جنازه حاضر باشند ادای نماز بر همه فرض می باشد و بدترین عادت اینست که جمعی از مردم در وقت ادای نماز جنازه حاضر باشند اما در ادای نماز اشتراک نکنند , در اشتراک زنان در نماز جنازه مانع شرعی وجود ندارد و دلائلی وجود دارد که أمهات مؤمنین و زنان صحابه کرام در نماز جنازه رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و برخی از صحابه رضی الله عنه اشتراک نموده اند.

زیارت مقابر در اول اسلام برای مرد و زن هر دو ممنوع بود ولی بعد از رسوخ و ثبوت عقیده اسلامی در قلوب مؤمنان بزیارت مقابر نه تنها اجازه بل امر و تشویق صادر شد , رسول الله صلی الله علیه وسلم در حدیث صحیح فرموده اند : ( کنت نهیتکم عن زیاره القبور , ألا فزوروها فإنها تذکر الآخره ــ شما را از زیارت قبور منع کرده بودم , آگاه باشید که قبرها را زیارت کنید بخاطر آنکه زیارت قبر ها آخرت را بخاطر میدهد ) این امر شامل مرد و زن هر دو است و روایت شده است که أم

المؤمنین حضرت عائشه رضی الله عنها بزیارت قبر برادر شان عبدالله بن ابی بکر رضی الله عنه میرفتند و اجازه رسول خدا صلی الله علیه وسلم را درین رابطه بیان میفرمودند .

مشروعیت زیارت مقابر برای مرد و زن متکی بدو مطلب اساسی است : یکی دعای رحمت و مغفرت به اهل مقابر و گذشتگان , و دیگر تفکر در حیات بعد از مرگ و عزم آمادگی برای آن , در پهلوی این مطالب آداب خاص زیارت نیز قابل رعایت است از قبیل لباس مناسب , حفظ آرامش ونظم و عدم گریان و فغان با صدای بلند بمنظور عدم تجدید خاطره ماتم و مصیبت .

سوال : تخصیص خواندن آیه کرسی و سوره اخلاص د رنماز فرض و تخصیص سوره اخلاص در نماز نفل جواز دارد یا خیر ؟

جواب : قراءت قرآن کریم ( سوره فاتحه و آنچه که از آیات و سوره های قرآن کریم میسر باشد ) از جمله فرائض نماز است , نماز بدون سوره مبارکه فاتحه درست نمیشود اما تخصیص آیه الکرسی و یا سوره اخلاص به صورت دائمی در یک رکعت نماز فرضی کدام اساس شرعی ندارد و در حالیکه در برخی از نماز ها مانند دو رکعت نماز بعد از طواف کعبه مشرفه طریقه مسنون آنست که در رکعت اول بعد از فاتحه سوره ( قل یا أیها الکافرون ) و در رکعت دوم سوره اخلاص ( قل هو الله أحد ) خوانده می شود اما در خواندن غیر این سوره ها نیز آن نماز صحت دارد , قراءت آیه الکرسی و یا سوره اخلاص بعد از سوره فاتحه درست است و قراءت را تکمیل می نماید اما تخصیص آن به صورت دائمی در یک رکعت نماز فرضی یا نفلی چنین افاده میکند که قراءت آیات یا سوره دیگری به عوض آنها جائز نباشد و این درست نیست و کسیکه قادر به قراءت آیات و سوره های قرآن کریم باشد بدون تخصیص از هر قسمتی که میسر باشد قراءت کند و تخصیص صرف در مورد سوره فاتحه است و بس .

سوال : استعمال عطر و آرایش برای زن ها جواز دارد یا خیر ؟ در منزل یا در محافل ؟

جواب : استعمال عطر و وسائل زینت و آرایش برای زن ها در منازل شان و در محضرشوهران و محارم شرعی هم جائز و هم مطلوب است , اما در خارج منازل و در اجتماع و محافل مردان غیر محارم و در اماکن کار عمومی که خطر ایجاد فتنه و انحراف اخلاقی احساس شود از استعمال عطر و وسائل آرایش اضافی جلو گیری شود .
حق مهر در عقد نکاح

حق مهر در احکام مربوط بحقوق فامیل در اسلام بحیث یک رمز تقدیر و تکریم به مقام زن در عقد نکاح بر ذمه شوهر و به نفع زن واجب می گردد .

دلائل وجوب این حق برا ی زن و بر ذمه شوهر در آیات قرآن کریم و احادیث قولی و فعلئ رسول اکرم ــ صلی الله علیه وسلم ــ بصورت متعدد وارد شده است , چنانچه خداوند ( عزوجل ) در سوره نساء فرموده است : و آتوا النساء صدقاتهن نحله ــ و مهر های زنان را با رضایت خاطر و بحیث هدیه خالصانه بپردازید , و در قسمتی از آیه 24 همین سوره نساء خداوند میفرماید: فما استمتعتم به منهن فآتوهن أجورهن فریضه ..... وقتیکه با آنها ازدواج نمودید و از آنها بهره مند شدید در آنصورت مهر شان را که وجیبه شرعی است کامل بپردازید .

پبامبر بزرگ اسلام ــ صلی الله علیه وسلم ــ در هر عقد نکاح اگر از خودشان می بود و یا از اصحاب کرام شان به لزوم مهر تأکید میفرمودند و حتی بر فقیر ترین صحابی که میخواست ازدواج کند و چیزی برای مهر نداشت فرمودند : ( ببین و لو که انگشتری از آهن باشد ), آن شخص که توان تهیه انگشتری از آهن را نداشت , رسول اکرم ــ صلی الله علیه وسلم ــ حفظ چند سوره از قرآن کریم را بحیث مهر از طرف آن صحابی فقیر قبول فرمودند .
آنچه که فهم آن در مورد مهر برای هر مسلمان لازم است اینست که مهر قیمت نکاح یا قیمت زن نیست بلکه مهر رمز احترام و تقدیر از علاقه مودت و محبت و اشتراک

زندگی است که میان زن و شوهر از طریق نکاح بر قرار میگردد و چون عاقبت ناگوار این وصلت احیانا بوسیله طلاق به اراده شوهر تعلق گرفته است آغاز پسندیده این عقد بصورت همیش با تقدیر و تکریم زن از طرف شوهر بوسیله حق مهر برا ی زن بعمل میآید .

در تحدیدمقدار مهر شریعت اسلامی حد اکثر را تعیین نه نموده و در مورد حد اقل مذاهب فقهی اسلامی نظریاتی دارند و از جمله مذهب حنفی اقل مهر را ده درهم تعیین می نماید .

یک درهم معادل تقریبا سه گرام نقره وزن دارد و به اینصورت ده درهم در حدود ( سی ) گرام نقره می شود و قیمت آن در هر وقت به نرخ روز باید تخمین شود , و البته مهر می تواند به صورت نقد یا جنس و به شکل معجل در حال و یا مؤجل در آینده تادیه شود .
حد اکثر مهر در نظام فامیلی اسلامی شاید برا ی آن محدود نشده است که جوامع مختلف اسلامی با داشتن عادات و تقالید مختلف اجتماعی و سویه های متفاوت اقتصادی در جنین موارد دست آزادتر داشته و هر جامعه در چوکات امکانات و ایجابات اجتماعی و اقتصادی خود آنرا تنظیم نماید , اما چند مطلب درین رابطه قابل تأکید است :

1 ــ مهر حق خالص زن است و برای تقدیر و احترام مقام زن و تسهیل آمادگی وی برای حیات نوین زنا شوهری بر ذمه شوهر واجب شده است و درعین حال نشانه آنست که مسؤلیت اقتصادی فامیل بر عهده مرد بوده و تادیه مهر آغاز تحمل اقتصادی ناشی از عقد نکاح از طرف مرد ( شوهر ) می باشد .

2 ــ موضوع مهر نباید مانع عقد نکاح گردد و از همین سبب نکاح بدون ذکر مهر نیز عقد شده می تواند و در آنصورت مهر مثل یعنی مهر زن به مقایسه اقران و امثال وی در فامیل و یا در جامعه تعیین می گردد .

3 ــ شریعت اسلامی در حالیکه حد اکثر مهر را تحدید نمی نماید در مورد تسهیل در تعیین مهر و عدم مبالغه در آن همچنان در لزوم جلوگیری از ایجاد مشکلات در امر ازدواج به صورت مکرر تأکید نموده است .
رسول اکرم ــ صلی الله علیه وسلم ــ هم در ازدواج خود شان و هم در تزویج دختران شان کمال تسهیل در امر ازدواج را عملی فرموده اند و به اینطریق به امت شان درس عملی عدم مبالغه در تعیین مهر و مصارف ازدواج را داده اند , هنگامیکه حضرت فاطمه الزهراء دختر محبوب رسول خدا ــ صلی الله علیه وسلم ـــ به عقد نکاح حضرت علی ــ رضی الله عنه ــ در میامدند , رسول الله ــ صلی الله علیه وسلم ــ خطاب به علی رضی الله عنه فرمودند :

یک چیزی بوی ( فاطمه ) بایست بپردازی , علی رضی الله عنه عرض کردند : هیچ چیزی ندارم , رسول خدا ــ صلی الله علیه وسلم ــ فرمودند : همان زره ( لباس جنگی) ات چه شد ؟ حضرت علی ــ رضی الله عنه ــ گفتند : آن نزدم موجود است , فرمودند : همان درست است برایش بپردازی .

این یک مثال عجیب در امر تسهیل ازدواج است , داماد و عروسی به آن سویه و مقام با چنان مهری که اصلا بدرد عروس هم نمیخورد اما چون یک رمز تقدیر و محبت است رسول اکرم ــ صلی الله علیه وسلم ــ خواستند تا آسانترین شکل ازدواج را در مورد محبوب ترین عروس و داماد ( فاطمه و علی ــ رضی الله عنهما ــ ) مقرر فرمایند تا برای آیندگان امت شان سرمشق عملی گردد .

صلی الله علیه و علی آله و صحبه و سلم .

فهرست موضوعات

موضوع

1 ــ تقدیم
2 ــ توقفی در باب فقه
3 ــ حرف عاجز در برابر اعجاز
4 ــ مبانی پیوند میان بنده و پروردگارش
5 ــ حرف مختصر در باره یک اثر
6 ــ بجواب پرسش های برخی از هموطنان
مهاجر در استرالیا
7 ــ کلمه فقه اسلامی
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


از نشرات فقه اسلامی , سلسله : 34

توفقی در باب :
فقه , اعجاز و ایمان

دکتور عبدالستار سیرت

می 2007
* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
مشخصات رساله :

اسم رساله : توقفی در باب : فقه , اعجاز , ایمان .
تألیف : پروفیسور دکتور عبدالستار سیرت .
سال چاپ : جمادی الاول 1428 , می 2007 .
ناشر : فقه اسلامی .
سلسله : 34 .
حق طبع : مؤلف و فقه اسلامی .
نوت : این رساله برای فروش نبوده مصارف طبع آنرا جناب دکتور صاحب سیرت به نیت صدقه جاریه پرداخته اند . خداوند به جناب شان و خانواده شان اجر دارین را نصیب کند آمین یا رب العالمین .
آدرس فقه اسلامی :
208 WASHINGTON BLVD # 104
FREMONT , CA 94539
U . S. A
TEL ( 510 ) 979 – 9489